سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )
458
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )
و هنگامى كه حافظ كفايت حسين هشتساله بود ، مولانا محمد عوض يكى از شاگردان مولانا نجم الحسن در شكارپور مدرسهاى به نام احسن المدارس به منظور حفظ قرآن مجيد تأسيس كرد . حافظ كفايت حسين در آن مدرسه وارد شد و در نزد حافظ مهدى حسن ( ساكن كيرانه بلوك مظفرنگر ) ؛ ده جزء و در محضر حافظ سيد غلام حسين تا آخر قرآن را حفظ كرد و در سال 1909 م براى امتحان حفظ قرآن ، نزد حافظ فياض حسين به مدرسهء منصبيه ميروت رفت و مدت سه ماه در اين مدرسه به تجويد و قرائت قرآن پرداخت و بعد از پايان اين دوره به وطن خود بازگشت و در سال 1910 م به مدرسهء ناظميهء لكنهو داخل شد و در سال 1916 تا 1918 م در امتحانات ممتاز الافاضل موفقيت به دست آورد و در دبيرستان شيعهء لكنهو به تدريس زبان و ادبيات فارسى مشغول شد . در سال 1919 م وارد مدرسة الواعظين شد و بعد از تمام كردن درس براى تبليغ به پيشاور رفت . آقاى نجم العلماء به پاس خدمات دوسالهء وى ، مداركى به او اعطا كرد . اين موضوع مربوط به سال 1922 م است . در سال 1952 م قاضى كورم ايجنسى شد و به خاطر شايستگى و حسن كردار شهرت يافت و اغلب به او گرايش پيدا كردند تا آنجا كه مردم را پايبند شريعت و عقايد اسلام كرد ، ولى قبايل آزاد به دشمنى وى برخاستند و به فكر قتل وى افتادند . هنگامى كه كفايت حسين در خانهاش كنار باغچه نماز مىگزارد ، شخصى به نام نور خان وارد شد ، او منتظر فرصت بود كه حافظ به سجده رود و او را با هفتتير هدف قرار دهد . همينكه حافظ به سجده رفت ، نور محمّد هفتتير را كشيد و خواست شليك كند كه از دستش افتاد ، دوباره حافظ را هدف گرفت ، بار دوم هم دستش لرزيد و نتوانست شليك كند . سرانجام از عمل خود پشيمان گشت و به پاى حافظ افتاد و معذرتخواهى كرد . حافظ او را نزد خود نشاند و با دادن هدايايى او را راضى و خوشحال كرد . وى بنا به حكم نجم العلماء در ماه اوت 1934 م از پاراچنار به منطقهء شمال غرب رفت و سرپرست و ناظر تبليغات و نيز نايب توليت اوقاف « پنجاب و سرحد » شد . در سال 1937 م با يك زن ايرانى ازدواج كرد و در راولپندى بهطور دايم سكونت گزيد . مولانا نجم الحسن منصب استادى مدرسهء ناظميه را به حافظ پيشنهاد كرد و لقب « ثالث النيرين » به او داد . وى تا چندين سال ، التصريح ، حمد اللّه ، ملا حسن ، شمس بازغه ، شرح تجريد ، عماد الاسلام و غيره را تدريس مىكرد و در اين دوران قابليت علمى وى همه جا پخش شد و به